شگفتی‌های هگمتانه از «چال شترخواب» تا «قلعه شاه‌داراب» 

مدیر پایگاه میراث‌جهانی هگمتانه مطالعات باستان‌شناختی هدفمند در این محوطه تاریخی را تشریح کرد. 

رضا نظری‌ارشد در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا، بیان کرد: نخستین مطالعات باستان‌شناختی هدفمند در همدان، حاصل بازدید و بررسی ۲۴ روزه‌ ژاک دمورگان از منطقه بود.

مدیر پایگاه میراث‌جهانی هگمتانه ادامه داد: در پی او، شارل فُسه و ویرولو از طرف موزه‌ لوور فرانسه به سال ۱۹۱۳م (۱۳۳۱ق‌ـ۱۲۹۲خ) در منطقه‌ همدان به کاوش پرداختند. 

او افزود: حاصل کاوش‌های عتیقه‌جویانه‌ هیئت فرانسوی در تپه‌ سرقلعه یا هگمتانه‌ کنونی، دو گود عظیم موسوم به «چال فرانسوی‌ها» و «چال شترخواب» بود. 

نظری‌ارشد اضافه کرد: دست‌آورد ناچیز این کاوش‌ها از یک‌سو و آغاز جنگ جهانی اول از سوی دیگر، به فعالیت‌های وی پایان بخشید و خوشبختانه ادامه‌ کاوش‌ها برای هیأت فرانسوی مقدور نشد. 

او با اشاره به اینکه ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ تپه‌ هگمتانه به شماره‌ ۲۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید، گفت: اریک اشمیت باستان‌شناس آمریکایی بین سال‌های ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۶، عکس‌های هوایی از فراز همدان گرفت که نشان‌دهنده‌ بافت فشرده‌ معماری بر روی تپه‌ موسوم به هگمتانه است.

نظری‌ارشد بیان کرد: پس از آن تا سال ۱۳۴۸ که مرکز باستان‌شناسی ایران به‌منظور سامان‌دهی این تپه، محمد مهریار را به هگمتانه گسیل داشت، اقدام یا فعالیت باستان‌شناسی خاصی در این محوطه به‌عمل نیامد.

این باستان‌شناس عنوان کرد: مهریار با خرید منازل و واحدهای ساختمانی روی تپه تا سال ۱۳۵۵ مبادرت به تخریب آن‌ها کرد و ۲۵ هکتار از اراضی سطح تپه را از بافت محلات و ساختمان‌ها آزاد کرده و زمینه‌ای را فراهم ساخت که چندین سال پس از آن، نخستین دور کاوش‌های باستان‌شناسی ایرانی در این تپه به‌سرپرستی محمدرحیم صراف صورت پذیرفت.

او ادامه داد: در این پروژه شادروان مهریار با استفاده‌ مجدد از مصالح واحدهای ساختمانی در حال تخریب و ایجاد دیواری در ضلع غربی روی تپه، مانع گسترش محله‌های غربی در سال‌های پس از آن شد.

نظری‌ارشد افزود: در حین این عملیات، او مطالعات سودمندی نیز در رابطه با مساحت محوطه در دوره‌های گوناگون، شناسایی حصار محوطه، نوع مصالح و ابعاد خشت‌ها به انجام رساند.

او اضافه کرد: در نهایت وی نتیجه گرفت که محوطه‌ مورد نظر مربوط به مادها نیست و به احتمال فراوان، شروع استقرار در آن مربوط به دوره‌ هخامنشی است. 

شگفتی‌های هگمتانه از «چال شترخواب» تا «قلعه شاه‌داراب» 

نظری‌ ارشد اظهار کرد: در پی این بررسی‌ها تعدادی شالی‌ستون، سکوی تحتانی و پایه‌ستون از گوشه و کنار محوطه جمع‌آوری شد.

او عنوان کرد: دایسون و لوشای معتقد به تفاوت ساختارهای خشتی در قسمت‌های مشهود از ساختارهای معماری هگمتانه بوده و احتمال وجود چند دوره‌ معماری و ساخت‌وساز را در محوطه داده بودند. 

به گفته نظری‌ارشد طی سال‌های پایانی دهه ۱۳۵۰ گروه دیگری به‌سرپرستی شادروان مسعود آذرنوش وظیفه‌ پاکسازی سرقلعه و قلعه‌ شاه‌داراب از بقایای املاک و مستقلات و رقبات و بناها و بافت‌ها و محلات شهری را بر عهده گرفتند. اما، اولین فصل کاوش‌های باستان‌شناسی در تپه هگمتانه توسط هیأت ایرانی به‌سرپرستی محمدرحیم صراف در شهریور ۱۳۶۲ به دنبال یک بررسی کوتاه‌مدت از آخرین وضعیت آن به‌وسیله‌ مرکز باستان‌شناسی ایران آغاز شد.

او افزود: در پی کاوش‌های فصل یکم، عملیات کاوش به توالی یا تناوب در فصول دوم (۱۳۶۳)، سوم (۱۳۶۶)، چهارم (۱۳۶۷)، پنجم (۱۳۷۳)، ششم (۱۳۷۴)، هفتم (۱۳۷۵)، هشتم (۱۳۷۶)، نهم (۱۳۷۷)، دهم (۱۳۷۸) و یازدهم (۱۳۷۹) ادامه یافت. 

مدیر پایگاه میراث‌جهانی هگمتانه ادامه داد: صراف از شهریور ۱۳۶۲ تا شهریور ۱۳۷۹ توانست یازده فصل کاوش باستان‌شناسی و یک فصل گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم تپه هگمتانه را به انجام برساند. او موفق شد از ابتدای کاوش تا پایان آن، فضایی بیش از ۳۰۰۰ مترمربع از محوطه‌ باستانی هگمتانه را، کاوش کند.

نظری‌ارشد اضافه کرد: هدف هیأت باستان‌شناسی اعزامی از طرف مرکز باستان‌شناسی سابق در مرحله‌ اول، روشن‌کردن وضعیت آثار باستانی درون تپه هگمتانه و در مرحله‌ دوم ایجاد محیط فرهنگی ـ تاریخی مناسب در محدوده‌ آن بود. برآیند کاوش‌های صراف عمدتا در ارائه الگوی معماری موجود در هگمتانه خلاصه می‌شد.

او تصریح کرد: حاصل این کاوش‌ها، کشف واحدهای معماری خشتی بزرگی بود که به‌نظر بقایای یک شهر تاریخی بزرگ با معماری منحصربه‌فرد است. به‌طور کلی فضاهای معماری یافته‌شده در محوطه‌ هگمتانه را می‌توان به واحدهای معماری، شبکه‌ کوی و برزن‌ها و برج و باروها تقسیم‌بندی کرد.

نظری‌ارشد بیان کرد: ساختارهای معماری شامل یک الگوی منظم هندسی بود که در آن هشت فضای معماری با چرخش ۱۸۰ درجه به چپ و راست یا به شمال و جنوب در کنار هم به طول و عرض ۵۰/۱۷ متر قرار گرفته‌اند و در بین آن‌ها معابری در جهت شمال‌شرقی ـ جنوب‌غربی به موازات هم و در فاصله‌ ۳۵ متری ایجاد شده است و معابر دیگری نیز عمود بر این معابر در جهت شمال‌شرقی ـ جنوب‌غربی شناسایی شد. عرض هر کوی ۵/۳ و هر کوچه ۵/۲ متر است. باروی خشتی شناسایی‌شده به قطر ۹ متر و طول ۴۲ متر در جهت جنوب‌غربی قرار دارد. 

نظری‌ ارشد درباره مهم‌ترین دستاوردهای حاصل از کاوش‌های صراف، گفت: از جمله این دستاوردها می‌توان به شناسایی حصار شهر در بخش‌های شرقی و شمالی محوطه با ۹ متر قطر و بیش از ۱۰ متر بلندا، شناسایی واحدهای متحدالشکل به ابعاد ۵۰/۱۷ در ۵۰/۱۷ متر، شناسایی چندین معبر با راستای شمال‌شرقی- جنوب‌غربی و یک معبر با راستای شمال‌غربی- جنوب‌شرقی و یک تقاطع، شناسایی نظام آب‌رسانی در کناره‌ حصار و در میان برخی معابر، ترسیم نقشه‌ توپوگرافی محوطه و در نتیجه مشخص‌کردن بلندترین نقطه‌ تپه در جنوب آن با ۱۲۲۵متر ارتفاع و پایین‌ترین نقطه در شمال محوطه ۱۱۹۲متر بلندا از سطح آب‌های آزاد، کشف مُهر مسطح موسوم به «نیایش‌گر»، کشف چندین سکه از دوره‌های مختلف از جمله سکه‌ای مفرغی از دوره‌ سلوکی احتمالا متعلق به سلوکوس چهارم یا آنتیخوس چهارم یا پنجم با تاریخ ضرب احتمالی حدود ۱۸۷ـ ۱۷۵ ق.م، سکه‌ مفرغی متعلق به فرهاد چهارم اشکانی، سکه‌ مفرغی متعلق به امپراتور روم شرقی ژوستینین اول با تاریخ ضرب احتمالی ۵۶۵ـ ۵۲۱م ضرب قسطنطنیه، مجسمه‌ کوچک سفالی نمایان‌گر پیکره‌ مرد، کاسه‌ای از جنس شیشه به‌طور سالم، مهر استامپی از جنس شیشه و اثر مهر با نقش عقاب نام برد.

آنچه خواندید بخش اول از گفت‌وگوی میراث‌آریا با مدیر پایگاه میراث‌جهانی هگمتانه بود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405020600275
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha